بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است شعر هم بي تو به بغضي ابدي زنجير است آنچنان مي فشرد فاصله راه نفسمکه اگر زود ، اگر زود بيايي دير است رفتنت نقطه ي پايان خوشي هايم بوددلم از هرچه و هر کس که بگويي سير است سايه اي مانده زمن بي تو که در آينه همطرح خاکستريش گنگ ترين تصوير است خواب ديدم که برايم غزلي مي خوانديدوستم داري و اين خوب ترين تعبير است کاش مي بودي و با چشم خودت مي ديديکه چگونه نفسم با غم تو درگير است تارهاي نفسم را به زمان مي بافمکه تو شايد برسي حيف که بي تاثير استسوگل مشايخي
برچسب:
نویسنده: مانی پاکدل
تاريخ: جمعه
15 دی
1396 ساعت: 13:46